علوم جدید روانشناسی بالینی - مقالات روانشناسی
فروید ماهیت انسان را به شیوه خاصی عنوان میکند به نظر او انسان ذاتا نه خوب است و نه بد. بلکه از
نظر اخلاقی خنثی است. فروید انسان را ماحصل نهایی رشد تدریجی (تکامل) میداند. به اعتقاد او
انسان از هر نظر در حکم یک ماشین فیزیولوژیک است که در آن کششها و انگیزشهای ارگانیزم بیولوژیک
به صورت فرایندهای فکری ، آرزو و سوائق عاطفی ظاهر میشوند. بدی و شرارت انسان زمانی ظاهر
میشود که عمل منطقی انسان زیر نفوذ کششهای غریزی قرار میگیرد، بدون آنکه انسان این کششها
را بشناسد و یا درصدد کنترل آنها برآید. فروید وجود اراده و آزادی انسان را نفی میکند و او را تابع عوامل
جبری یا محدودیتهای اجتماعی میداند.
از نظر روانکاوی انسان تابع اصل جبر روانی است. انسان موجودی تلقی میشود که بوسیله نیروهای
غریزی ناخودآگاه بر منطق او تسلط مییابند هدایت میشود. این نیروها را میتوان به سطح آگاهی آورد
و تحت کنترل قرار داد. از این دیدگاه آگاهی باعث آزادی میشود و جهل انسان را به بردگی میکشد. از
این رو تسلط اصل جبر روانی زمانی کاهش مییابد که خودآگاهی انسان افزایش یابد. هر چه دانش فرد
از خودش بیشتر باشد احتمال اینکه عقلانیتر عمل کند بیشتر میشود. فروید از بین نیروهای غریزی
تاکید بسیار زیادی روی غریزه جنسی دارد.
آدلر به انسان و امور او دیدی کلینگر ، غایت انگار و اجتماعی دارد. او انسان را موجودی خلاق ، انتخابگر
، اجتماعی ، مسئول و در حال شدن میداند که نه خوب است و نه بد. ماهیتش در جامعه شکل
میگیرد و تکامل او در واقعیت بخشیدن به خویش است. یونگ با عقیده فروید مبتنی بر مرکزیت سکس
مخالفت کرده و ابراز عقیده کرد که انسانها همان قدری که بوسیله اهداف ، آرزوها و امیال دیگرشان
هدایت میشوند بوسیله تمایلات جنسی نیز برانگیخته میشوند. از نظر یونگ فضیلت خود بودن، تلاش
برای رشد و خود شکوفایی خلاق از ویژگیهای اصلی انسان است. بطور کلی یونگ در نظریات خود جهت
گیری انسان دوستانهای را دنبال میکند. روانکاوان دیگر مثل اریکسون ، کارن هورنای ، اریکزدم و ...
بیشتر ماهیت اجتماعی انسان را مورد تاکید قرار دادهاند.
سبز ليمويي:
پوشيدن لباسي به اين رنگ يا استفاده از آن در تزيين و دکوراسيون منزل مي تواند توانايي منطقي و پيگير بودن شما را بيفزايد.
سبز ليمويي به شما اين امکان را مي دهد که بفهميد براي پيشرفت بيشتر خود به چه چيزي نياز داريد.
سبز:
لباس يا دکوراسيون سبزرنگ کمک مي کند احساس نزديکي بيشتري با طبيعت داشته باشيد و نيز باعث مي شود به ديگران احساس راحتي و آرامش بيشتري ببخشيد.
استفاده از اين رنگ همانند يک خاک حاصلخيز باعث مي شود دنيايي پربار براي شما به وجود آيد. طبيعت ذاتي اين رنگ که نوعي توازن و تعادل در خود دارد، شما را تشويق مي کند به نجواي درون خود گوش دهيد و بفهميد براي اين که شما و ديگران از احساس راحتي بيشتري برخوردار باشيد به چه چيزي نياز داريد.
سبز كله اردكي:
اين رنگ توانايي شما را در قدرت انتقال فکر افزايش مي دهد. همچنين باعث مي شود سياست بيشتري در زندگي تان داشته باشيد.
استفاده از اين رنگ که نوعي آبي آميخته با سبز است به شما اين باور را القا مي کند که مي توانيد با دست خود آينده اي دلخواه بسازيد.
آبي:
لباس و آرايش آبي رنگ ، شما را بيشتر رويايي مي کند و الهامات شما را افزايش مي دهد. اين رنگ بسيار آرامش بخش بوده و باعث متمرکز شدن افکارتان مي شود.
اثر آرامش بخش اين رنگ باعث مي شود برنامه ها و افکار مغشوش از ذهنتان خارج شوند و روياها و اهدافتان نظم و ترتيب بيشتري بگيرند.
نيلي:
رنگ لباس يا تزيينات و آرايشي که به رنگ نيلي باشد مي تواند قدرت خطرپذيري شما را افزايش دهد. نيلي اعتماد به نفس بيشتري به شما مي دهد تا به نقشه هايي که در سر مي پرورانيد جامه عمل بپوشانيد.
استفاده از رنگ نيلي که نوعي آبي آميخته با قرمز است ، کمک مي کند آينده اي خوب و برنامه ريزي شده را براي خودتان ايجاد کنيد.
اين رنگ به شما کمک مي کند دلواپسي هايتان را به کارهايي مثبت تبديل کنيد.
بنفش:
رنگ بنفش بر خيالپردازي شما مي افزايد و کمک مي کند احساس قدرت و اختيار بيشتري کنيد.اين رنگ همچنين سبب تقويت کردن عمق احساسات شما مي شود و شما را صاحب اراده اي مصمم تر مي کند و توانايي تان را در ارائه راهبردهاي جديد در زندگي افزايش مي دهد.
بنفش تيره:
اين رنگ اشتياق و خوشبيني شما را افزايش مي دهد. استفاده از اين رنگ به شما الهام مي کند بايد کاري جديد را آغاز کنيد.
اگر لباسي به اين رنگ بپوشيد يا در دکور منزلتان از اين رنگ بهره گيريد بد گماني شما را کاهش مي دهد و فرصتهاي جديدي را براي شما مي گشايد.
قرمز:
لباس و آرايش قرمزرنگ شما را بيشتر اهل عمل مي کند و پرمايه و مبتکر مي سازد. استفاده از قرمز آتشين به شما علم و قدرت اين را مي دهد که حرف دلتان را براحتي بزنيد و آنچه را دوست داريد به دنيا بگوييد.
نارنجي پررنگ:
استفاده از اين رنگ در لباس و دکور منزلتان کمک مي کند به شخصيت خود احترام بيشتري بگذاريد. نارنجي پررنگ شما را تشويق مي کند تا خودتان را قبول داشته باشيد و آنها را که دوستشان داريد، تحسين کنيد.
نارنجي:
رنگ نارنجي به شما احساس شهامت و بيباکي مي دهد. اين رنگ که گرمترين رنگ اتمسفر است نظم و ترتيبي را که نياز داريد تا انتظارات غيرواقعي را از خود دور کنيد به شما مي بخشد.
طلايي:
استفاده از رنگ طلايي در لباس و آرايش يا وسايل منزل باعث مي شود احساسات و سرزندگي شما بيدار شود. استفاده از رنگ طلايي به شما نيرويي مي بخشد تا آن چيزي را که باعث خرسندي و رضايت خاطرتان مي شود، پيدا کنيد.
زرد:
رنگ زرد باعث مي شود ذهنتان بيشتر باز شود. استفاده از رنگ زرد که روشن ترين رنگ در طيف است ذهني سيال تر و بازتر را براي شما خلق مي کند.
اين رنگ سبب مي شود نقطه نظرات ديگران را بهتر بفهميد و سياست بيشتري در زندگي خود اعمال کنيد.
سياه:
استفاده از اين رنگ باعث مي شود توانايي بيشتري در تمرکز کردن داشته باشيد. استفاده از رنگ مشکي ، يعني غيبت نور، ناشناخته ها را به شما نشان مي دهد.
در تاريکي ، افکار شما باطني و دروني شده و بهتر مي توانيد برروان و احساسات درست خود تمرکز کنيد.
قهوه اي:
لباس قهوه اي رنگ يا اتاقي که به اين رنگ تزيين شده باشد، آگاهي و هوشياري شما را افزايش مي دهد. اين رنگ به شما کمک مي کند واقعيت هر موقعيتي را بهتر دريابيد و بدانيد چه چيزي براي شما بهترين خواهد بود.
سفيد:
لباس يا دکوراسيون سفيدرنگ قدرت تحليل شما را افزايش مي دهد. استفاده از رنگ سفيد که اصل همه رنگهاست ، به شما احساس آزادي و رهايي بيشتري مي بخشد.
اين رنگ هر موقعيت يا ارتباطي را که باعث مي شود بتوانيد از حل مشکلاتتان برآييد براي شما روشن مي کند.
| روانشناسی بلوغ |
|
روان شناسی بلوغ به بررسی تغییرات و ویژگیهای مربوط به بلوغ در جنبههای مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی میپردازد و فرآیند بلوغ را به عنوان پدیده مهم در انتقال از کودکی به بزرگسالی مورد بحث و بررسی قرار میدهد.
تاریخچه روان شناسی بلوغ در مطالعه تغییرات مربوط به بلوغ "ارسطو" تغییرات خاص از بلوغ جنسی را شرح داده و همچنین به تغییرات روانی همزمان با این تغییرات اشاره کرده است. "ژان" "ژاک" "روسو" در قطعهای از خطابه مدیحه سن برنارد به بوسوئه و همچنین در کتاب چهارم امیل از اسرار دوران بلوغ که آن را تولد ثانوی نامیده است، بحث مینماید. اولین مقاله معتبر و علمی در رابطه با بلوغ توسط برنمایم در سال 1891 منتشر شد و بالاخره با پژوهشهای گسترده استانلی هال به عنوان پدر روان شناسی بلوغ (نوجوانی) این مطالعات وارد حیطه روانشناسی شد. مباحث مورد بحث در روان شناسی بلوغ
مفهوم بلوغ و تفاوت آن با نوجوانی
بررسی و تعییم مفهوم بلوغ از طرف روان شناسان بلوغ و صاحب نظران سایر حوزههای مورد بررسی قرار گرفته است. اکثریت قریب به اتفاق صاحب نظران در مورد واژههای بلوغ و نوجوانی توافق ندارند و معمولا پیدا کران نظریهای مشترک بین آنها کار دشواری است. عمدتا توجه به تغییرات جنسی در اکثریت تعاریف مورد تاکید بوده است و بلوغ را مرحله شروع تغییرات جسمی و جنسی دانستهاند که در آغاز نوجوانی اتفاق میافتد. ویژگیهای بلوغ ، مراحل بلوغ ، انواع بلوغ ، سن بلوغ ، معیار بلوغ ، علل بلوغ از دیگر مباحث مورد بحث در روان شناسی بلوغ است که توسط روان شناسان بلوغ مورد بررسی قرار گرفته و نظریاتی ارائه شده است. عوامل موثر در بلوغ
در این مقوله روان شناسی بلوغ تاثیر عواملی چون عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، زمان ، عوامل عصبی و هورمونی را مورد بررسی قرار میدهد. نظریات ارائه شده در این مقوله با انجام پژوهشها و تحقیقات اجتماعی ، زیستی و ... در جوامع مختلف بدست میآید. بررسی آگاهی از تغییرات بلوغ و بازتاب آنها در شخصیت
از مقولههای مهم و مورد علاقه روان شناسی بلوغ است. توجه به نگرانیهای ناشی بویژه بلوغ جنسی و هموارسازی طی این مسیر برای نوجوان از دیدگاه روان شناسی نوجوانی حائز اهمیت است. ارتباط روان شناسی بلوغ با سایر حوزههای علمی
از آنجائیکه بلوغ به عنوان یک مفهوم کلی و گسترده جنبههای مختلفی از رشد را شامل میشود مثل بلوغ جنسی و جسمی ، بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی ، بلوغ اقتصادی و .... روان شناسی بلوغ علاوه بر ارتباط تنگاتنگ و عمیق خود با سایر حوزههای روان شناسی همچون روان شناسی رشد ، روان شناسی شخصیت ، روان شناسی بالینی و مشاوره با دیگر شاخههای علمی نیز ارتباط گستردهای دارد. در بررسی ویژگیهای بلوغ اجتماعی و تغییرات خاص از آن در زندگی نوجوان روان شناسی بلوغ عمدتا از علوم اجتماعی و نظریات و مباحث موجود در این شاخه سلاحی جوید. در پیوند بین روان شناسی بلوغ و علوم اجتماعی پرسشهایی چون یک جامعه چه استنباطی از بلوغ دارد، چه نقشی برای فردی که دوران بلوغ را سپری میکند میشناسد و شیوه تاثیرگذاری آن بر سهولت بلوغ چگونه است. بنابراین پیوند تغییرات روانی دوارن بلوغ ، طول بلوغ و ... نشان دادهاند. پژوهشهای اریمان و همینطور تحقیقات لاندیس بر این تفاوت صحه گذاردهاند. لاندیس سه نوع ساخت اجتماعی شامل جامعه بدوی ، روستایی و شهری را بر شمارد که بلوغ افراد خود را به شیوههای متفاوتی تحت تاثیر قرار میدهند. پژوهشهای مارگرت مید در مورد قبایل جزیره ساموا و گینه نو نیز از آثار به نسبت قدیمی جامعه شناختی و مردم شناختی است که به تاثیر عوامل محیطی در دوارن بلوغ توجه داشت. مید نشان داده است که علائم بلوغ را نباید تنها معلول تغییرات درونی و جسمانی دانست و این عوارض بر حسب شرائط و اجتماعی بسیار متنوع خواهند بود. از سوی دیگر در مباحث مربوط به بررسی علائم جسمی و ظاهری بلوغ بین روان شناسی بلوغ و علوم زیستی و فیزیولوژیک پیوندی برقرار میشود. شناسائی علائم بلوغ در حیطه جسمی و جنسی شامل رشد صفات اولیه و ثانویه جنسی ، رشد قد ، وزن ، اندامهای داخلی مثل قلب ، ششها و ... سوخت و سازها و نیازهای تغذیهای ، تونایی بدنی و عضلانی و شیمی خون ، ارتباط بین روان شناسی بلوغ و علوم زیستی را مستحکمتر میسازد. یافتههای حاصل از تحقیقات زیستی و فیزیولوژیک مواد خاص برای تحقیقات روان شناسی بلوغ به شمار میروند. در کنار بروز تغییرات طبیعی و همهگیر بلوغ مواردی در این دوارن ظاهر میشود که ریشه به هنجار نداشته و اغلب به عنوان ویژگیهای نابهنجار دوران بلوغ به شمار میروند. برخی انحرافات و بزهکاریها و رفتارهای نابهنجار با دوارن بلوغ ارتباط دارند و همچنین شروع برخی اختلافات روانی دوره بلوغ شناسایی شده است. در این حیطه روان شناسی بالینی ، روان شناسی مشاوره و علوم تربیتی با روان شناسی بلوغ وارد عمل میشوند .
به عنوان مثال آشنایی با یافتههای روان شناسی بلوغ برای متخصصان علوم تربیتی و بالینی و مشاوره از جهت تشخیص طبیعی بودن یا نابهنجار بودن رفتار ارجاع داده شده بسیار حائز اهمیت است. همچنین در برنامهریزیهای مربوط به آموزش و تربیت ، به عنوان مثال ارائه بینش صحیح به نوجوانان در جهت شناخت بلوغ و ایجاد واقع بینی در آنان مورد توجه فراوان میباشد. روش پژوهش در روانشناسی بلوغ
روش و پژوهش در این حوزه نیز همچون سایر حوزههای روانشناسی با روشهای علمی پژوهشی صورت میگیرد. به لحاظ ارتباط تنگاتنگ این شاخه با علوم زیستی و اجتماعی و از روشهای آزمایشی و غیر آزمایشی (با سهم بیشتر تحقیقات غیر آزمایشی) رایج است. |
تست روانشناسي شخصيت
اين پنج حيوان را به ترتيب اولويت از نظر خودتان مرتب کنيد:
ببر– گاو– خوک – اسب – گوسفند
پاسخ تست:
- خوک: ميزان علاقه ي شما را به مال و ثروت دنيوي بيان مي کند.
- گاو: نشان دهنده ي اهميت کار و مشغله براي شماست.
- اسب: بيانگر اهميت خانواده تان است.
- گوسفند: ميزان اهميت شما به عشق و زندگي را نشان مي دهد.
- ببر: نشان غرور شماست.
روانشناسی بالینی :
روانشناسی بالینی - پرون
روانشناسی بالینی - شاملو
راهنمای سنجش روانی 1 و 2- پاشا شریفی
روانشناسی بالینی فیرس - ترجمه فیروز بخت
روانشناسی بالینی- جودیت تاد نشر رسا
روانشناسی مرضی ضریب 2:
مرضی 1 و 2- دادستان
آسیب شناسی روانی 1 و 2 - حسین آزاد
آسیب شناسی روانی- شاملو
آسيب شناسي رواني 1 و 2- ترجمه بهمن نجاريان
آسيب شناسي رواني 1 و 2- ترجمه سيد محمدي
روانشناسی فیزیولوژیک و انگیزش و هیجان ضریب 1:
فیزیولوژیک - روحانی
فیزیولوژیک - کارلسون
فیزیولوژیک - خداپناهی
فيزيولوژيک - كالات
انگیزش و هیجان - مارشال ریو
انگیزش و هیجان - خداپناهی
انگیزش و هیجان - براهني
روانشناسی کودکان استثنایی ضریب 2 :
کودکان استثنایی - میلانی فر
کودکان استثنایی - سیف نراقی
کودکان استثنایی - کافمن و هالابان (مجتبي جواديان)
کودکان استثنایی - غلامعلي افروز
علم النفس ضریب 1 :
علم النفس - حسن احدی و بنی جمالی
رشد شخصیت از دیدگاه دانشمندان اسلامی - احمدی
روانشناسي از ديدگاه غزالي جلد 1و 2 - ترجمه دكتر حجتي
علم النفس از ديدگاه دانشمندان اسلامي- ترجمه دكتر بهشتي انتشارات رشد
زبان تخصصی ضریب 2 :
متون اصلی هیلگارد - (خلاصه ها و فصل آخر) كيانوش هاشميان
آمار و روشهای تحقیق ضریب 1 :
احتمالات و آمار کاربردی - دلاور
روش تحقیق در علوم انسانی و علوم اجتماعی- دلاور
روش تحقیق در روانشناسی - دلاور
پایه های پژوهش - هومن
روش های آماری - پاشا شریفی
روانشناسی عمومی ضریب 2 :
هیلگارد - براهنی
سانتراک - فیروزبخت
|
تصویر |
معادل فارسی |
تعریف |
واژه لاتین |
| پرورش | جریانی منظم و مستمر که هدف آن هدایت رشد جسمانی و روانی و هدایت رشد همه جانبه شخصیت فرد در جهت فعالیت بشری و هنجارهای جامعه است. |
education | |
| سبک یادگیری | چگونگی یادگیری یادگیرندگان و در واقع راههای شخصی که افراد در جریان یادگیری ، اطلاعات و مفاهیم را پردازش میکنند. |
learning style | |
| هدفهای آموزشی | مواردی که انتظار میرود دانشآموز پس از پایان دوره آموزشی قارد به انجام آن باشد. |
education goals | |
| هدفهای فرایندی | کوششهایی که یادگیرنده برای رسیدن به هدفهای تولیدی انجام میدهد. |
process | |
| هدفهای تولیدی | کوششهای یادگیرنده برای رسیدن به هدفهای فرایندی ، هدفهای تولیدی را به بار میآورد. |
product | |
| روش آزمایشی | معتبرترین نوع پژوهش در زمینه آموزش و یادگیری میباشد. |
experiment | |
| الگوی عمومی آموزش | معرف فعالیتهای اصلی معلم در تدارک و کاربست فعالیتهای آموزشی. |
General Teaching Model | |
| شناخت | کسب آگاهی و یاد گرفتن. |
Cognition | |
| فراشناخت | آگاهی از نحوه آگاهی یافتن و یا یادگرفتن یادگیری. |
metacognition | |
| متغیر پیش بین | متغیری که از روی آن متغیر ملاک را پیشبینی میکنند. |
predictive | |
| متغیر ملاک | متغیری که مورد پیشبینیها واقع میشود. |
Criterion | |
| ارزشیابی آغازین | ارزشیابی مورد استفاده پیش از آموزش را گویند. |
preassment | |
| ارزشیابی تکوینی | ارزشیابی مورد استفاده حین آموزش را گویند. |
formative evaluation | |
| ارزشیابی تراکمی | ارزشیابی مورد استفاده در پایان آموزش را گویند. |
summative evalation | |
| هوش | توانایی حل مسئله و پرداختن به مسائل انتزاعی. |
intelligence | |
| درماندگی آموخته شده | به حالت یادگیرندگانی گفته میشود که کوشش را با یادگیری مرتبط نمیدانند. |
learned helplessness | |
| سبک یادگیری عاطفی | در برگیرنده شخصیت و ویژگیهای هیجانی یادگیرنده مثل پشتکار ، تنها یا گروهی کار کردن. |
affective learning style | |
| سبک یادگیری شناختی | در بر گیرنده ادراک ، به خاطر سپاری ، اندیشیدن و حل مسئله از طرف فرد. |
cognitive learning style | |
| سبک یادگیری فیزیولوژی | در برگیرنده فرد به محیط فیزیک موثر بر یادگیری فرد. |
physiological learning style | |
| رفتار ورودی | موقعیتی که یادگیرنده در آغاز آموزش قرار دارد، رفتار ورودی او را مشخص میکند. |
(behavior(entering (entry | |
| تحلیل تکلیف | تعیین مهارتها ، دانشها و اطلاعات سطح پایین که یادگیرنده باید در اختیار داشته باشد، تا به هدف آموزش تازه دست یابد. |
task analysis | |
| یادگیری موقعیتی | اعتقاد به اینکه دانش و شناخت وابسته به موقعیت و مقاصد و تکالیفی است که در آنها به کار میرود. |
situated learning | |
| تکالیف اصیل | منظور موقعیتهای عینی و عملی زندگی است. |
authentic tasks | |
| نظریه سازندگی یادگیری | اعتقاد به اینکه یادگیرندگان بر اساس تجارب شخصی دانش را میسازند. |
constructvism | |
| یادگیری معنادار | یادگیری معنادار از راه ایجاد ارتباط بین مطالب تازه و مطالب قبلا آموخته شده ایجاد میشود. |
meaningful learning | |
| آموزش اکتشافی | در این نوع آموزش دانش آموز وادار میشود تا خودش به کشف و ساختن دانش بپردازد. |
discovery learning | |
| سرعت ادراکی | سرعت یادگیرندگان به تکالیف شناختی را گویند. |
cognitive tempo | |
| ساخت | عبارت است از ساختمان ذهن یا اندیشههای فرد. |
structure | |
| عملیات ذهنی | ساختهای شناختی بالاتر را معمولا عملیات ذهنی گویند. |
operations | |
| طرحواره | به ساختهای شناختی دوره کودکی طرحواره گفته میشود. |
schema | |
| حافظه روندی | حافظه مربوط به چگونگی انجام امور به ویژه فعالیتهای فیزیکی و جسمانی را گویند. |
procedural memory | |
| حافظه معنایی | ذخیره شدن معانی حافظه معانی را تشکیل میدهد. |
semantic memory | |
| یادگیری | ایجاد تغییر نسبتا پایدار در رفتار یا توان رفتاری که حاصل تجربه است. |
learning | |
| توان رفتاری | توان رفتاری حاکی از آن است که یادگیری در یادگیرنده نوعی توانایی ایجاد میکند که تغییر حاصل تغییر در تواناییهای اوست، نه صرفا تغییر در رفتار ظاهری. |
behavioral potentiality | |
| آموزش | فعالیتی که به آسان سازی یادگیری از سوی معلم منجر میشود. |
instruction | |
| سنجش | وقتی در اندازه گیری به جای آزمودن یا علاوه بر آن از وسایل دیگری استفاده شود به آن سنجش گویند. |
assessment | |
| ارزشیابی هنجاری | ارزشیابی که ملاک آن نوعی هنجار گروهی و نسبی است نه ملاک مطلق از پیش تعیین شده. |
mormative evalution | |
| کارآموزی | گسترش نگرش ، دانش ، مهارت و الگوی رفتاری مورد نیاز برای انجام مناسب یک تکلیف یا شغل معین. |
training | |
| تقویت کننده نخستین | تقویت کننده مثبتی که نیازهای فیزیولوژیک را برطرف میکند و ذاتا اثر تقویتی دارد. |
primary reinforcer | |
| تقویت کننده شرطی | تقویت کنندهای که ذاتا اثر تقویت کنندگی ندارند، بلکه در اثر مجاورت با تقویت کنندههای نخستین خاصیت تقویتی پیدا میکند. |
conditioned reinforice | |
| تقویت کننده اجتماعی | تقویت کنندهای که بوسیله دیگران و در یک موقعیت اجتماعی به فرد داده میشود. |
social reinforcer |
|
صویر |
معادل فارسی |
تعریف |
واژه لاتین |
| توانایی مدرسهای | توانایی عمومی و خاصی که برای انجام دادن فعالیت ها و کارهای مدرسهای ضروری است. |
Ability,accdemic | |
| اخلاق تربیتی | اصول و مبادی مطلوب رفتار اخلاقی که باید میان دانش آموزان و معلمان ، میان خود معلمان ، میان معلمان و والدین و... برقرار باشند. هر نوع تربیتی که برای انتقال آداب و رسوم و عرف به یک عده یا ملت میکوشد. |
Ethics , educational | |
| تربیت فنی | آن قسمتها یا جنبههای برنامه تربیت معلم که روی کاربرد روشها و فنون خاص تدریس از قبیل آموزش درمانی ، تاکید میکنند. |
Technical education | |
| تربیت کودک محوری | به آن نوع آموزش و پرورش گفته میشود که در تمام فعالیتهای خود ، رشد و احتیاجات بدنی و روانی کودک را مورد توجه قرار دهد. |
child,centered education | |
| تربیت کودکی | آموزش و پرورش که در بچی آغاز میشود و تا شروع دوران نوجوانی ادامه مییابد. |
childhood education | |
| تربیت متوسطه | دوره آموزشی که بعد از مرحله ابتدایی و دبستان آغاز شده و تا قبل از ورود به دانشگاه ادامه مییابد. |
secondary education | |
| بازپروری | دوباره یا دلگیری موضوی که فراموش شده است. |
Re-education | |
| تربیت مختلط | منظور آموزش و پرورش پسران و دختران با هم در یک مدرسه است. |
coeducation | |
| تربیت معلم | تمام فعالیتها و تجارب رسمی و یا غیر رسمی که برای شخص را برای پذیرش مسئولیت تربیت یا آموزش و پرورش آْماده میکنند. |
Teacher education | |
| تربیت ناپذیر | اشخاصی که نمیتوانند در یک وضع رسمی تربیت شوند. |
Noneducable | |
| تربیت نوجوان | تربیتی که در سن نوجوانی آغاز میشود تا رسیدن به سن رشد و کمال ادامه مییابد. |
Adolescent education | |
| تربیت والدین | یک نوع ربین بزرگسالی است که روش پرورش کودک و اصلاح زندگی خانواده را به والدین میآموزد. |
parent education__ | |
| تربیت ، آموزش و پرورش | مجموعه راهها و روشهایی که شخص برای رشد و تکامل تواناییها ، نظرات که در جامعه وی ارزش مثبت دارند ، در پیش میگیرد. |
education | |
| تربیت آزاد | در فلسفه ارسطو فلسفهای بود که آزادگان و آزادزادگان احتیاج داشتند تا فرهنگ و آزادی خود را کامل کنند، در میان عامه به تربیت عمومی گفته میشود. |
Liberal- education | |
| تربیت ابتدایی | به آن دوره از آموزش و پرورش گفته میشود که در کودکی معمولا میان 5 تا 7 سالگی آغاز شده و تا دوره نوجوانی ادامه مییابد. |
elementary education | |
| تربیت اجباری | مجبور ساختن افرادی که در سن مدرسه هستند به تحصیل در مدرسه تا یک سن معین. |
compulsoly education | |
| تربیت اجتماعی | تربیت مدرسهای که هدف آن رشد و گسترش توانایی اشخاص برای شرکت موثر در جامعه است. |
social education | |
| تربیت اخلاقی | آموزش رسمی یا فنی اصول و قواعد اخلاقی در داخل یا خارج از مدرسه |
Moral education | |
| تربیت استثنایی (ویژه) | تربیت دانشآموزانی است که دارای نقصهای بدنی یا عقلی هستند و نمیتوانند با دانش آموزان عادی هماهنگ شوند. |
Education special | |
| تربیت پرورشگاهی | تربیت کودک در دوره پیش از دبستان است و هدف آن رشد و پرورش بدنی ، ذهنی ، بهداشتی ، اجتماعی و...است. |
Nursey education | |
| تربیت تجربی | نوعی آموزش و پرورش است که در مدارس تجربی و با روشهای متفاوت از روشهای معمول در مدارس عادی انجام میشود. |
Experimental education | |
| تربیت خانواده | آنچه کودکان و جوانان از زندگی در خانواده میآموزند. |
Family education | |
| تربیت خلاق | به آموزش و پرورشی گفته میشود که در آن یادگیری و رشد و تکامل ضمن فعالیتهای آفریننده از طرف دانش آموزان یا دانشجویان انجام میشود. |
Creative education | |
| تربیت خود | تربیتی که یک کودک بدون کمک مربی یا معلم پیدا میکند. |
Auto-education | |
| تربیت دینی | آموزش و تلقین عقاید و اعمال یک دین معین. |
Religious education | |
| تربیت شغلی | یک رشته درسهای تربیتی است که متضمن دروس تاریخ ، فلسفه تربیت ، روانشناسی و روشهای آموزش است. |
Education professional | |
| سرعت تربیتی | پیشرفت سریع در یک سیستم تربیتی است که به صورت پرسش به کلاس بالاتر انجام می شود. |
Educational accel eration | |
| اندازه گیری تربیتی | ارزشیابی روشهای تربیتی |
Educational measurement | |
| روانشناسی تربیتی | شعبهای از روانشناسی است که اختصاص افزایش کارآیی یادگیری را با بکار بردن یافتههای روانشناسی درباره یادگیری و انگیزش مورد مطالعه قرار میدهد. |
Educational psychology__ |
|
تصویر |
معادل فارسی |
تعریف |
واژه لاتین |
| بازپروری | فرایند از نوسازگار ساختن فردی که ظرفیتهای خود را از لحاظ ذهنی یا بدنی از دست داده است. | re-education | |
| برون ریزی | بیان برونی یک هیجان یا تنش | discharge | |
| تراز ذهنی | در جریان کودکی همگام با رشد بدنی ، گسترش ذهنی واجد افزایش کلی ظرفیتهاست و این به منزله بالا رفتن تراز ذهنی است. | mental level | |
| تربیت | مجموعه وسائل یا روشهایی که به کمک آنها به هدایت تحول کودک میپردازند. | education | |
| حافظه | مجموع تجارب گذشته که میتوانند به خاطر آیند. | memory | |
| حافظه فوری | اصطلاح دو پهلویی که معرف ظرفیت تکرار بلافاصله پس از دیدن یا شنیدن ردیفهای اعداد ، هجاها یا کلمات یا بازپدیدآوری علامات ، نقشها است. | short term memory | |
| خود رهبری | روش آموزش پرورشی مشتمل بر واگذاری سازمان انضباطی مدرسه یا کلاس به شاگردان | self-government | |
| رشد یافتگی | حالتی که از به انجام رسیدن یک فرایند تحول یا یک رشد داخلی حاصل میشود. | maturity | |
| رشد | افزایش یا نمو تمامی ارگانیزم فردی یا قسمتهایی از آن. | growth | |
| رشد داخلی | فعالیت درونی که مراحل پی در پی تحول کودک را تائید میکند و تابع تعامل ارگانیزم و محیط درونی است. | maturation | |
| سن عقلی | تراز عقلی یک فرد آدمی که با محاسبه شکستها و موفقیتهای وی در تستهای متناسب با سن او بدست میآید. | mental age | |
| صراحت ذهنی | مرحله بازگشت به یک فکر بهنجار پس از یک دوره اغتشاش ذهنی یا هذیان. | lucidity | |
| فکر | حل مساله بر اساس فعالیت تصوری | thinking | |
| کودنی حرکتی | نارسائی رشد و کنشهای حرکتی ارادی که بوسیله مجموعهای از تستها ، مانند مقیاس اوزرتسکس آشکار میشود. | debilite motrice | |
| لفظ پردازی | حالت مرضی سخن گفتن است که با بیمعنایی و تکرار قالبی کلمات مشخص میشود. | verbigeration | |
| رشد شناختی | عبارتست از رشد خرد در طول زمان. یعنی بالیدگی فرایندهای فکری عالیتر از دوران طفولیت تا بزرگسالی. | congnitive development |
|
تصویر |
معادل فارسی |
تعریف |
واژه لاتین |
| محرکهای ناخودآگاه | انگیزههایی که شخص را وادار به انجام اعمالی میکند که خود از دلیل واقعی آن آگاه نیست. |
Unconsius motivation | |
| اختلالات زودگذر شخصیت | شامل واکنشهای مرضی شخصیت در مقابل فشارهای شدید و غیر عادی مثل جنگ. |
Transient Personality reactions | |
| کنش درونی | حالتی که در اثر متحرک شدن قدرتهای روانی و بدنی برای مقابله با تهدید و خطر بوجود میآید. |
Tension | |
| جنون سمی | جنونی که در اثر سمی بوجود آمده یا با سمی مربوط باشد. |
Toxic psychosis | |
| از جا پریدن فشار | عکسالعمل غیرارادی حرکتی در بدن در مقابل انگیزههای ناگهانی هر گونه انگیزه یا وضعی که شخصی را وادار به واکنشهای ناگهانی میکند. |
Startle reaction stress | |
| آستانه فشار | میزان ، ماهیت و مدت دوام فشاری که شخصی میتواند تحمل کند بدون آنکه اختلالات شدید شخصیتی بر او عارض شود. |
stress toeranc | |
| برتر کردن | یکی از مکانیسمهای دفاعی روحی که توسط آن قسمتی از نیروهای ناکام در مسیر فعالیتهای اجتماعی پسند بکار میرود. |
Sublimation | |
| شوک روحی | اختلالات گذرنده شخصیت که در اثر یک فشار شدید روحی حادث شده. |
Shock reaction | |
| ارزیابی شخصی | طرز تفکر شخص راجع به ارزش و لیاقت و کفایت خود. |
self erauation | |
| امنیت فردی | مربوط به برقرار نگاه داشتن اوضاعی است که برای ارضا احتیاجات ضروری است. |
Self Security | |
| سادیسم | یکی از انحرافات جنسی که در آن ارضای جنسی از راه درد رساندن به دیگران است. |
Sadism | |
| دفاع بازگشت | یکی از مکانیزمهای دفاع روحی که در آن فرد به نوعی رفتار مختص یکی از مراحل ناپخته و قبلی زندگی بازگشت میکند. |
Regression | |
| جنون جوانی | یکی از انواع مهم جنون که مشخصه آن کند شدن و انحراف عواطف و پیدا شدن اختلال در روندهای فکری و قطع تمایل با دنیای واقعی است. |
Schizophrenia | |
| خودفریبی | یکی از مکانیزمهای دفاعی که در آن شخص بطور ناخودآگاه دلایل منطقی برای موجه جلوه دادن اعمال و افکار ناپسند خود برقرار میکند. |
Ralianalization | |
| واکنش سازی | یکی از مکانیزمهای دفاعی که توسط آن آرزوها و تمایلات خطرناک شخص سرکوفته میشود. |
Reaction formotion | |
| روان درمانی | معالجه امراض روحی توسط روشهای روانی. |
Psychtherapy | |
| دوگانگی احساس | وجود دو نوع احساس متضاد یا روش فکری در شخص. |
Ambivalence | |
| کمپلکس یا عقده | گروهی از آرزوها و یا خاطراتی که از نظر عاطفی و احساسی یک نوعند و تماما یا قسمتی از آنها سرکوفته شد. |
Complex | |
| انکار حقیقت | نوعی مکانیزم دفاعی که فرد خود را از آسیب ناگواریهای موجود توسط عدم درک آن محافظت میکند. |
Denial of reality | |
| تشخیص | اتخاذ تصمیم راجع به نوع و حدود موقعیت |
Diathesis | |
| جابجا کردن | تغییر مسیردادن عواطف از اشخاص و اشیا خطرناک به اشخاص یا اشیا کمخطرتر ، مثلا تنبیه کودک به جای رئیس اداره. |
Displa cement | |
| انگیزه | محرکهای رفتاری که شخص را وادار به فعالیت میکند. |
Drive | |
| اقتصاد روانی | مواجه شدن با موقعیت از سادهترین و کوتاهترین راه ممکن با ایجاد فشار و استرس. |
Economy,Principle | |
| عایق سازی | مکانیزم دفاعی که در آن شخص از رنج کششهایی که زائیده اضطراب و احتیاجاند با محدود کردن توقعات و پناه بردن به درون حصار از رنج آن میکاهد. |
Emotional insuation | |
| برون گرایی | توجه داشتن به محیط و مردمک و اشیا در مقابل توجه به حالات و تجربیات درونی فرد. |
Extrovert | |
| تخیل | مکانیزم دفاعی که فرد از دنیای حقیقت فرا رو آرزوهای خود را با موقعیتهای تخیلی ارضا میکند. |
Fantasy | |
| خطای هواس | تعبیرات اشتباه ادراک حسی |
Illuson | |
| تعقل | مکانیزم دفاعی که شخص را از زخمهای روحی توسط منحرف کردن از احساسات مربوط به ناراحتی حفاظت میکند. |
Intellectualization | |
| درون افکنی | باطنی کردن یا روحا پیوستن به فرد یا شیئی با تمایل همانند شدن با آن و تحت تاثیر قرار گرفتن توسط آن. |
Introjection | |
| مکانیسم | وسیله ناخودآگاه روحی که توسط آن شخص تمامیت خود را حفظ میکند. |
Mechanism | |
| نیاز | حاجت و وضعیت بدنی یا روحی که ارضا آن برای ثابت ماندن و برقراری حد اعلای عملکرد بدن یا تحقق بخشیدن به امکانات بدنی و روحی. |
Need | |
| توهم ترس | وجود عامل ترس زاد برای فرد در حالت عدم وجود |
Delusional | |
| پاسخ طبیعی | واکنش فیزیولوژیک که از کل ارگانیزم صادر میشود. |
Innate responses | |
| وقفه | قطع امکان دسترسی به یکی یا تمامی رویدادهای مطبوع |
Time Out | |
| رفتار تهاجمی | رفتارهایی که اشارات و تقویت کنندههای مشروط آن شناخته شده و قابل اداره نیستند. |
Assaultive | |
| تقویت کننده | محرکهایی خوشایند یا ناخوشایند که سبب افزایش یا کاهش یک رفتار میشوند. |
Reinforcer | |
| وسواس | افکار ، تصاویر ذهنی و تکانههای ناخواسته و مزاحم. |
obsessions |
|
تصویر |
معادل فارسی |
تعریف |
واژه لاتین |
| رفتار درمانی | کاربرد منظم و سازمان یافته اصول و روشهای یادگیری برای معالجه اختلالات رفتاری |
Behaviour therapy | |
| روانکاوی | کمک به بیمار از راه آشنا کردن با انگیزههای درونی خود که از آنها بیاطلاع است |
psychoanlysis | |
| روان رنجوری | ناشی شده از اضطراب و منشا اضطراب ترس غیر واقعی |
Neurosis | |
| پیشگیری | تکنیک جلوگیری از پیدایش و گسترش ناراحتیهای روانی |
preventive Techniques | |
| اختلال شخصیت گروههای خودیار | عدم سازگاری اجتماعی و کجروی فرد در رفتار هدف آن ارائه حمایت گروهی و اجتماعی به افراد در جلسات مختلف از طریق طرح مشکلات و تبادل تجربیات |
self help group | |
| بیماریهای روان تنی | اختلال جسمی توام با ناراحتیهای روانی |
psychosomatic illness | |
| روان پرشی | از شدیدترین انواع اختلالات روانی توام با هذیان و توهم |
psychosis | |
| مشکلات ساده عاطفی | از متداولترین انواع اختلالات روانی مثلا خجالتی بودن |
simple emotional problems | |
| اسکیزوفرنی | کج اندیشی در فکر و احساس و عواطف و تحریف واقعیتها |
paranoia schizophrenia | |
| روان گروهی | شامل گروه راهنمایی ، گروه آموزشی ، گروه آموزش حساسیت ، گروه رویارویی ، درمان و بالاخره مشاوره گروهی است. |
psyche group | |
| راهنمایی گروهی | هدف آن بیشتر اطلاع رسانی و آگاه کردن افراد از اطلاعات سازمان یافته شده در زمینههای مختلف |
group cuidance | |
| گروه آموزشی | هدف آن ایجاد آگاهی بیشتر و پویایی گروهی در رسیدن به مهارتهای مورد نظر |
T.group | |
| گروه حساسیت | به اعضا گروه کمک میکند تا آگاهی خود را در بیان احساسات واقعی افزایش دهد و در احساسات دیگران شریک شود |
sensitivity group training | |
| گروه رویارویی | گروه درمان بطریق آموزشهای مناسب به اظهار نظر و ابراز وجود تدریجی نزدیک میشود و در گروهی به نام گروه دریایی خود را نشان میدهد |
Encaunter group | |
| روان درمان گروهی | مجموعهای از افراد که با حضور درمانگر با هدف درمان گرد هم میآیند |
group psychotherapy | |
| مشاوره گروهی | مشاورهای که به فرد در داخل گروه کمک ارائه میکند و هدفش نیل به سازگاری و خود شکوفایی است |
group counseling | |
| پویایی گروه | به جنبههای مختلف کار گروهی اطلاق میشود از جمله نقش کنشهای متقابل گروهی ساختار گروهی و اهداف گروهی |
group dynonics | |
| کنشهای متقابل گروهی | تعامل پیوسته و یا گسسته در فرایند تعامل گروهی که نتیجه همکاری یا عدم همکاری گروه است |
mutual group excevations | |
| همدردی و همدلی | عبارت است از ابراز احساس عاطفی نسبت به انسان دیگر |
Empathic | |
| فرایند گروهی | فعالیت موثر گروهی در ایجاد وحدت روحیه و همکاری |
group process | |
| گروه سنجی | ابراز اندازهگیری شناختی ارتباطهای گروهی افراد |
group measuring | |
| هنجار گروهی | قاعده رفتار گروه را هنجار گروه گویند. | ||
| بازی درمانی | کودکان در بازیها ، نقاشیها ، ناکامیها و تعارضات درونی خود را آشکار میکنند |
play Therapy | |
| جنبش درمانی | یک روش برای تنشزدایی با شرکت در حرکات دسته جمعی مثل نرمش و سرود است |
Movement Therapy | |
| شعردرمانی | روشی که در آن از طریق نوشتن شعر و خواندن آن در حضور دیگران به حالات روحی بیماران میتوان پی برد |
Lyric Therapy | |
| پذیرش و احترام | هر فرد در گروه قابل احترام و پذیرش است و فشاری بر او اعمال نمیشود |
Acceptance &Respect | |
| رهبر گروه | کسی که با ارائه خط مشی به گروه جهت میدهد |
group Leader | |
| درک همدلی | مشاور باید و نباید را از دریچه شم دیگران ببینند و خود را به جای آنها بگذارد تا بهتر آنها را درک کند |
Empathic understanding | |
| مددکاری اجتماعی | فعالیت در زمینه خدمات اجتماعی بر محور تاثیر محیط بر فرد |
social work | |
| روانشناسی مشاور | فردی که در زمینه بالینی و مشاورهای ، روانکاوی و روان درمانی و اغلب به صورت گروهی مشغول فعالیت است |
counseling or psychologist | |
| روان درمانگران | متخصص در درمان مشکلات عاطفی و بیماریهای روانی شامل روانپزشک روانشناسی بالینی ، مشاور ، مددکار اجتماعی است. |
psychotherapists |
|
| روان شناسی تربیتی یکی از مهترین رشتههایی است که به بحث و بررسی پیشرفتهای درسی و نارسائیهای تحصیلی یاد گیرندگان میپردازد. به عبارتی روان شناسی تربیتی شاخهای از علم روان شناسی است که هدف آن کمک به دست اندرکاران تربیت در برخورد درست با مسائل آموزشی و تربیتی است. |
از ميان 9 شكل زير ، تصوير مورد علاقه خود را انتخاب كنيد . توجه داشته باشيد كه رنگ و شكل ، هر دو براي شما خوشايند باشند . سپس توضيح مربوط به هر شكل را بخوانيد و ببينيد چه شخصيتي داريد.
|
|
||||
|
|
تست اضطراب |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

| اختلالات کروموزومی حاصل تغییرات در ساختمان و یا تعداد کروموزومها میباشد. بیش از شصت اختلال مختلف در انسان تشخیص داده شده که مربوط به کروموزومها میشود. افراد مبتلا به اینگونه امراض ، معمولا قبل از این که شباهت به والدین خود داشته باشند شباهت بیشتری به بیمار دیگر با کاریوتیپ یکسان دارند. عقب افتادگی رشد ، ناهنجاریهای شکلی متعدد ، در میان آنهایی که اختلالات اتوزومی دارند بدون توجه به این که کدام کروموزوم درگیر باشد دیده میشود. |
چند راهكار براي كاهش اضطراب
1- ورزش كنيد و سعي داشته باشيد كه طي انجام تمرينات منظم ورزشي ، خود را رها كنيد . نفس هاي عميق ، آرام سازي عضلاني ، فرياد كشيدن در كوه و دشت و بي محابا دويدن ، بسياري از بازداري هاي شما رفع خواهد كرد .
2- در خلوت خود موقعيت هاي اضطراب آور را تصور كنيد و در كلام و رفتار خود به دنبال پاسخ هاي مناسب بگرديد. به عبارتي از خود بپرسيد كه چه كار مي كردم بهتر بود ؟ و چه مي گفتم ، بهتر بود ؟ « پس از يافتن پاسخ مناسب ، تمرين كنيد » بر آن پاسخ كلامي يا رفتاري مسلط شويد تا بتوانيد در موقعيت هاي مشابه آينده از آن استفاده كنيد .
3- به خاطر داشته باشيد كلماتي را كه بار اضطرابي دارند ، مثل « هيچ وقت ، هميشه ، هرگز ، زود ، سريع ، بايد ، حتماً و ... ) از گنجينه لغات خود حذف كنيد و جاي آن را با كلمات متعادل و آرام بخشي مثل بعضي اوقات ، با حوصله ، آرام ، بهتر است و .. » جايگزين كنيد .
4- در هنگام صحبت ، از عجله كردن و اجبار در ارائه پاسخ سريع و واكنش شتابزده بپرهيزيد ، ( براي پاسخ دادن هيچوقت دير نيست ) – اول دانش و اطلاعات مربوط به موضوع را در ذهن خود حاضر كنيد تا بر موضوع متمركز شويد ، سپس از گنجينه لغات ذهني خود سنجيده ترين پاسخ ها را برگزينيد . با مطالعه و خلق آثار هنري ، گنجينه لغات خود را گسترش دهيد و به تخليه عاطفي بپردازيد .
5- سعي كنيد با افراد آرام و خونسرد معاشرت كنيد و نكات ظريف رفتاري سازگار با خود را از آنها ياد بگيريد .
6- موقعيت هايي راكه در آن با مشكل اضطرابي كمي روبه رو بوده ايد و يا اصلاً مشكل نداشته ايد ، به خاطر آوريد و ضمن مرور آنها خود را تشويق نماييد تا احساس موفقيت را در خود زنده و تقويت كنيد .
| اضطراب عبارت است از يك احساس ناراحتكننده و مبهم ترس، وحشت، يا خطر با منشاي ناشناخته كه بر فرد مستولي ميگردد. براي بعضي از افراد اين حالت ممكن است ناگهاني روي دهد و بر طرف شود، اما براي بعضي ديگر اين حالت به صورت مزمن در ميآيد. اضطراب از نظر علمي چندين نوع دارد: اضطراب حاد ناشي از موقعيتي خاص، اختلال در تطابق يافتن با شرايط تازه، اختلال اضطرابي عمومي شده، اختلال هراس، اختلال تنشزاي پس از حادثه، ترس مرضگونه و اختلال وسواسي ـ جبري. |
| علايم شايع |
| احساس اينكه يك اتفاق نامطلوب يا زيانبار به زودي رخ خواهد داد. خشك شدن دهان، مشكل در بلع، يا خشونت صدا تندشدن تنفس و ضربان قلب، تپش قلب حالت لرزش يا پرش عضلات انقباض عضلات، سردرد، كمردرد عرق كردن مشكل در تمركز منگي يا غش تهوع، اسهال، كاهش وزن خوابآلودگي تحريكپذيري خستگي كابوس مشكل در حافظه ناتواني جنسي |
| علل |
| فعال شدن مكانيسمهاي دفاعي بدن براي مبارزه يا فرار. ترشح آدرنالين از غدد فوقكليوي افزايش مييابد، و موادي كه از تجزيه آدرنالين در بدن جمع ميشوند (كاتكول آمينها) نهايتاً بخشهاي مختلف بدن را تحتتأثير قرار ميدهند. تلاش براي پرهيز از اضطراب خود موجب اضطراب بيشتر ميشود. |
| عوامل تشديد كننده بيماري |
| استرس با هر منشاء (مثلاً مشكلات اجتماعي يا مالي) سابقه خانوادگي اضطراب خستگي يا كار زياد وقوع مجدد موقعيتهايي كه قبلاً استرسزا بودهاند يا طي آنها به فرد آسيب رسيده است. بيماري جسماني تكاملطلبي غيرمنطقي ترك اعتياد يا الكل |
| پيشگيري |
| از روشهاي كسب آرامش يا مراقبه براي كاهش استرس بهره بگيريد. به فكر تغيير شيوه زندگي خود باشيد تا استرس كاهش يابد. |
| عواقب مورد انتظار |
| اضطراب عمومي شده را ميتوان با درمان كنترل كرد. غلبه كردن بر اضطراب اغلب موجبات زندگي بهتر و رضايت بخشتري را فراهم ميآورد. |
| عوارض احتمالي |
| بروز اختلال در روابط اجتماعي و شغلي افزايش ناگهاني ميزان اضطراب ممكن است موجب بروز حمله هراس و فرار از موقعيت شود. وابستگي به داروها نامنظمي ضربان قلب |
| درمان |
| اصول كلي |
| بهتر است تحت بررسي و درمان از نظر موارد خاص تهديدكننده يا منشاء استرس كه در ناخودآگاه شما است ولي وجود دارد، قرار بگيريد. به فراگيري روشهاي كاهش انقباض ناخودآگاه عضلاني مثل بازخورد زيستي و روشهاي كسب آرامش بپردازيد. به ورزش هوازي (آئروبيك) به طور منظم بپردازيد تا روح و جسمي آماده داشته باشيد. |
داروها![]() |
| امكان دارد داروهاي ضداضطراب مثل بنزوديازپينها براي مدتي كوتاه تجويز شوند. امكان دارد از داروهاي ضدافسردگي براي اختلال هراس استفاده شود. |
| فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري |
| فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري خود را حفظ كنيد. فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري بدني به كاهش اضطراب كمك ميكند. |

|
هوش هیجانی | ||
|
|
||
|
هوش هیجانی (Emotional Intelligence) که به اختصار EI گفته میشود و معمولاً معیار ارزیابی آن را «ضریب هوش هیجانی» یا EQ مینامند، به توانایی، ظرفیت یا مهارت ادراک، سنجش و مدیریت هیجانات خود و دیگران، دلالت دارد. البته به دلیل تازه بودن نسبی این ایده، تعریف دقیق آن هنوز در بین روانشناسان مورد اختلاف است.
اندازهگیری هوش هیجانی مطالب مربوط |

رابطه ی بین نحوه ی خوابیدن با شخصیت
|
هركس كه به اين شكل مي خوابد دل مشغولي دارد و در پذيرفتن تغييرات دچار مشكل مي شود . تنهايي را بيشتر از هر چيز دوست داريد. مقدار آزادي اي که داريد تا حدي مطابق ميل شماست. |
|
خيلي باهوش هستيد و مشتاق يادگيري ، هنوز بعضي وقت ها ذهنتان آكنده از عقايد غيرعادي است كه مردم به سختي از آن پيروي مي كنند . از خانواده تان به خوبي مراقبت مي كنيد . مشكل اين است كه به ندرت كسي را دوست مي داريد و يك كم مشكل پسند هستيد. |
|
در جمع مثل يك فرد واقعي به نظر مي آييد ولي خيلي تودار ، خجالتي و ضعيف هستيد. سعي مي كنيد كه رازدار باشيد ، اگر با مشكلي مواجه شويد ترجيح مي دهيد پيش خودتان نگه داريد تا به كسي بگوييد . پس تعجبي نيست كه در خواب هم اخم مي كنيد. |
|
خيلي ايرادگير هستيد و هميشه مي ناليد و شكايت مي كنيد. شايد اسم دوم شما (عصباني ) باشد . به آساني عصباني مي شويد و به خاطر مسائل كوچك ، بيش از حد هيجان زده مي شويد. زندگي معامله آن چنان بزرگي نيست ، ياد بگيريد كه راحت باشيد. |
|
|
خودخواه و كينه توز واژه هايي است كه شما را توصيف مي كند. اطرافيانتان مراقب هستند كه پاي شما را لگد نكنند، چرا كه شما به راحتي عصباني مي شويد. |
|
|
احساس تنهايي و افسردگي مي كنيد چون فكر و ذكرتان معطوف ناكامي ها و شكست هاي گذشته است. دو دل و مردد هستيد و اين گمان را در بقيه ايجاد مي كنيد كه عشق در زندگي شما گم شده است. |
|
|
چه روح آزادي خواهي ! اين حالت هويت واقعي شما را نشان مي دهد. دلداري، عشق، زيبايي و پرستش. همين طور خيلي ولخرج هستيد اما خوشبختانه به همان نسبت هم پول به دست مي آوريد. عادت بد شما اين است كه كمي كنجكاو هستيد و به نظر مي رسد كه از شايعه پراكني لذت مي بريد. |
|
|
شما انسان مطمئني هستيد. درهر كاري كه به عهده بگيريد ، به دليل كوشش بي امان خودتان موفق خواهيد شد. مي گويند كساني كه به پهلوي راست مي خوابند و بازوي راستشان زير سرشان است ، آينده خوب و قدرت در انتظارشان است. |
|
|
خيلي فهميده ، مؤدب ، محترم و مهربان هستيد . خوب هيچ چيزي كامل نيست ، اعتماد خود را تقويت كنيد و ياد بگيريد كه اشتباه يا نقايص خود را بپذيريد . در اين صورت شادي در انتظار شماست. |
|
|
مثل اين كه كوته فكر هستيد ، همين طور خيلي خودمختار و خود رأي ، و هميشه مردم را مجبور به برآورده كردن نيازهاي خودتان مي کنيد . احتمالا بي پروا و بي هدف هم هستيد. |
| فیزیولوژی یادگیری و حافظه به بررسی فرآیندهای عصبی میپردازد که در جریان یادگیری و یا عملکرد حافظه رخ میدهند. |
گفته میشود حتی عوامل دیگری که موثر بر یادگیری و حافظه شناخته شدهاند موجب ایجاد تغییرات فیزیولوژیک میشوند. یکی از این عوامل استرس است که تاثیرات عمیقی روی یادگیری و حافظه دارد. معمولا شرایط استرسزا مانع از آن میشود یادگیری کاملی اتفاق افتد و در زمان یادآوری از حافظه نیز استرس و اضطراب به عنوان عامل مداخلهگر مانع بازیابی مطالب یاد گرفته میشود (همان چیزی که سر جلسه امتحان اتفاق میافتد.) گفته میشود در حین استرس ترشح آدرنالین میتواند موجب تاثیرات متفاوتی روی یادگیری داشته باشد. در یک حد معینی از استرس که حد معینی از ترشح آدرنالین را سبب میشود، استرس میتواند موجب تقویت یادگیری شود. اما اگر استرس خیلی شدید باشد یادیگیری مهار میشود.
خلق و شرایط روحی شخص نیز تغییرات فیزیولوژیک ایجاد میکند که با فرآیند یادگیری و عملکرد حافظه مرتبط هستند. به عبارتی یادگیری مطالب در حالت خوشحالی حافظه را تقویت میکند و شخص در چنین حالتی بهتر میتواند خاطرات را برای خود زنده کند. تغییرات خلق و خو نیز با ترشح برخی هورمونها و تغییرات زیست شیمیایی مرتبط بودهاند. حتی محرومیتهای محیطی ، قرار نگرفتن در محیطی مساعد برای شکوفایی استعدادها نیز با تغییرات زیست شیمیایی در مغز گزارش شده است. یعنی افرادی که در محیطهای دارای فقر اقتصادی ، فرهنگی و کمبود امکانات برای یادگیری زندگی میکنند، اغلب عملکرد یادگیری پایینتری دارند. برای این عوامل نیز تغییرات فیزیولوژیک را شناسایی کردهاند.
تعریف روانشناسی
روان شناسی علمی است که به بررسی علمی رفتار و فرآیندهای ذهنی میپردازد. منظور از «رفتار» در روان شناسی ، آن دسته از فعالیتهای جاندار است که بوسیله یک جاندار دیگر یا با دستگاههای آزمایشگاهی قابل مشاهده است. و منظور از «فرآیندهای ذهنی» یعنی آن دسته از فعالیتهای جاندار که قابل مشاهده مستقیم نیست، ولی میتوان آن را از روی آثارش در رفتار فرد استنباط کرد. نمونههایی از رفتار عبارتند از : مطالعه کردن ، صحبت کردن ، ورزش کردن ، خوابیدن ، حرف زدن در خواب ، آب دهان انداختن ، گره کردن مشتها و ... و نمونههایی از فرآیندهای ذهنی عبارتند از : حل مسئله ، سبک تفکر ، تغییرات مربوط به حافظه و یادگیری ، ادراک و ...
سال 1879 میلادی سال آغاز روانشناسی علمی است، سالی که «ویلهم وونت» - بنیانگذار و پدر علم روانشناسی – اولین آزمایشگاه روان شناسی را رسما در دانشگاه لایپزیک آلمان تاسیس کرد. این کار او باعث شد، روان شناسی از فلسفه جدا شود. روان شناسی وونت مبتنی بر مکتب دروننگری به عنوان روشی برای برای مطالعه ذهن و روان بود. دروننگری یعنی «مشاهده و تجزیه کردن فرآیندهای ذهنی هوشیار درون فرد (احساسات ، تصورات ، تفکرات) به همان صورتی که فرد (آزمودنی) اظهار میدارد. روش درون نگری از فلسفه به وونت رسیده بود ولی بنظر او درون نگری فلسفی به تنهایی کافی نبود، بلکه باید با آزمایش کنترل شده تکمیل شود.